خرید بک لینک
المثنی !!

حــــواست بـہ دلتــ باشد . . .
آن را هـــر جایــــے نگــذار!
ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . .
بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد
جـای صـــندوق پـستـــ آنــــرا در سطل آشـــــغال مے اندازند !
و تــو خوبــ مـیـــــدانے دلے که اَلمثنے شد!
دیــگر دِلــــ نمـیشود

+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۰۹ساعت 22:5 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

مراقب رفتارتون با بعضی آدما باشید
اونایی که وقتی ناراحتید
هر کاری میکنن که خنده بیاد رو لبتون
وقتی حرف دارید
با دقت بهتون گوش میدن تا سبک شید

وقتی عصبانی میشید
تحملتون میکنند و هیچی نمیگن
وقتی درد دارید
همدردتون میشن
اینا دقیقا کسایی هستن که وقتی میان تو زندگی ، قشنگترش میکنن
پس حواستون باشه گمشون نکنید
که دوباره میشید آدم تنهای سابق

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مب

+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۱۰ساعت 23:8 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

معبود من...!

دستهایم را به سمت آسمان تو بلند می کنم،

می خواهم بدانی


دستانم خالیست...!

می خواهم بدانی یک عاشق جز یک دل اسیر هیچ به همراه ندارد...!

پس تو مرا به جرم بی سلاح بودن،

به تیر زمانه نشانه نگیر

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

یا کودکایی که تو چرخه ی کارن

تعبیرِ این رویا درمونه دردامه
درمونه این دردا تعبیرِ رویامه

رویای من اینه دنیای بی کینه
دنیای بی کینه، رویای من اینه

من رویایی دارم، رویای رنگارنگ
رویای دنیایی سبز و بدونه جنگ

من رویایی دارم، که غیر ممکن نیست
دنیایی که پاکه از، تابلوهای ایست

دنیایی که بمب و موشک نمیسازه
موشک روی خوابه کودک نمیندازه

دنیایی که توو اون زندونا تعطیلن
آدم ها به جرمه پرسش نمی میرن ..

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

عمرتون صد شب يلدا

دلتون قدر يه دنيا
توي اين شبهاي سرما

یادتون هميشه با ما

دل خوش باشه نصيبت

غم بمونه واسه فردا

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

شریعتی_______-

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
.______________________________________

+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۰/۲۷ساعت 4:8 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشیدوبه انگشت نشان داد سپیداری و گفتنرسیده به درختکوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر استودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی استمی روی تا ته آن کوچه

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27


دوباره زنده شدم
بعد از این همه مردن
به خانه آمده ام
بعد از این همه تبعید
دوباره پنجره ام
بعد از این همه دیوار
به اعتماد چشم تو
بعد از اینهمه تردید...
شبیه مرهمی که روانه است
تمام زخم های مرا بردی
مرا گرفتی از منِ تنها
به دست هیچ سپردی
نفس نکشیده ام پیش از تو
هوا اگر هوای تو باشد
غزل نمیشنوم بعد از تو
صدا اگر صدای تو باشد...
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۱ساعت 9:45 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

صفحه بندی